تبليغاتX
جمیع از برای اصلاح عالم خلق شده اند - بررسی تهمتهایی که به جامعه بهایی می زنند

پنجشنبه یازدهم بهمن 1386

بررسی تهمتهایی که به جامعه بهایی می زنند

اکنون اگر کمی به عقب بر گردیم یعنی اوایل ظهور حضرت بهاءالله متوجه می شویم که در آن زمان علما و سران مملکت که با آن حضرت از نزدیک آشنا بودند و خیلی بهتر از ردیه نویس های عصر ما آنها را میشناختند هیچکدام ادعا نکرده بودند که دیانت بهایی منشأ سیاسی یا خارجی دارد بلکه بهایی ستیزان آن زمان مانند شیخ فضل الله نوری می گفتند که بهائیان دشمن ایران و اسلامند زیرا که انها طرفدار دمکراسی و حکومت پارلمانی هستند، یا انکه بهائیان ویرانگر ایرانند زیرا از لزوم آموزش دختران و مدارس دخترانه سخن می گویند، یا آنکه بهائیان دشمن خدا هستند بخاطر اینکه بر خلاف قران از تساوی حقوق همه ایرانیان ازجمله اقلیتهای مذهبی دم می زنند، یا انکه بهائیان معاند حقیقتند زیرا که برده داری را حرام می شمارند، یا انکه با مملکت محروسه خصومت دارند زیرا هیچکس را نجس نمی دانند ودر فکر انهدام دین و دینداریند چه که آزادی عقیده و دین را حق انفکاک ناپذیر هر انسانی می شمارند ولی امروزه چون میبینند که دیگر این حرفها خریداری ندارد و در جامعه افکار بشر دوستانه کم کم در حال قوت گرفتن است اتهامات جدیدی را مطرح میکنند و صفتهای تازهای را به بهائیان نسبت میدهند و چون بهائیان در هیچ یک از دوره های تاریخ ایران حق دفاع از خودشان را نداشته اند و کس دیگری هم نبوده است که به این تهمتها جواب دهد روز به روز بر تعداد آنها افزوده شده است.

تاریخ آینه آینده است و ما دقیقاً می توانیم اینگونه تهمتها را نه تنها در رابطه با دیانت اسلام بلکه نسبت به تمامی ادیان مشاهده کنیم ، پیروان حضرت موسی همان تهمتهایی را که پیروان حضرت مسیح به حضرت محمد میزدند را به حضرت مسیح نسبت میدادند و مسلمانان نیز همان تهمتها را به بهائیان نسبت می دهند ، این موضوع فقط در رابطه با ادیان الهی صدق نمیکند حتی روشنفکران و علمایی که در طول زمان عقیده ای جدید را مطرح میکردند هم دچار چنین افتراهایی می شدند(مانند گالیله یا سقراط) و این تهمتها هیچ دلیلی نمی تواند داشته باشد جز ضعف فردی که این حرفها را میزند زیرا با شنیدن حرفهایی که ضعفهای او را نمایان می سازد احساس خطر می کند و می خواهد به هر نحوی که شده حتی با قتل و غارت افراد بر روی ضعفهای خود سرپوشی بگزارد.

از همه بدتر اینکه همانطور که امروزه مشاهده می کنیم اینگونه افراد با کمال پر رویی با استفاده از همان نظرهایی که تمام تلاششان در از بین بردن آن است سعی میکنند نقاط خالی و مشکلات افکار و عقایدشان را که افرادی همانند آنها ولی چند سالی قبل از آنها به وجود آورده اند را پر کنند به طوری که گویی از اول آنها بودند که ندای صلح و آزادی بشر ، تساوی حقوق زن و مرد ، وحدت عالم و... را در عالم سر دادند.

برای من سؤال پیش آمده که چگونه میتوان با سلاح صلح را برای بشر به ارمغان آورد یا با تعصبات خشک دینی از وحدت سخنی به میان آورد و یا با تقلید چگونه میشود افراد را آزاد تصور کرد؟ صد حیف که کتاب آسمانی قرآن که برای نجات و هدایت مردمان به حضرت محمد وحی شد اکنون در دست افرادی است که از آن بر خلاف اهداف حضرت محمد و آیات قرآن آن را برای ظلالت و گمراهی مردم به کار میگیرند.
نوشته شده توسط گروه ایلیا در 2:11 بعد از ظهر |  لینک ثابت   •