تبليغاتX
جمیع از برای اصلاح عالم خلق شده اند

سه شنبه شانزدهم بهمن 1386

باز هم جام جم

 

باز هم روزنامه جام جم بهائیان را مورد عنایت خود قرار داد ولی این نکته موجب امیدواری است که این با ناشران روزنامه جام جم به جای به کار بردن الفاضی مانند فرقه ضاله که انگار کم کم خودشان هم دیگر به بی پایه و اساس بودن آن پی برده اند فقط به کلمه بهائیان بسنده کرده اند.

مطلبی که روزنامه جام جم در شماره 2208 مورخ 10 بهمن 1386 چاپ کرده به یک پاراگراف محدود میشود ولی این پاراگراف نمایان کننده حق کشی و نسبت دادن تهمتهای بی روا به بهائیان است ، هم اکنون 3 نفر از انسانهای شریف این جامعه که زندگی خود را صرف ارتقاء سطح اجتماعی و فرهنگی شهر شیراز کرده بودند و در محله های دور افتاده شهر شیراز مشغول خدمت به مردم پاکی بودند که به دلیل کمبود امکانات کمی از ما شهر نشینان عقبتر بودند به جرم تبلیغ علیه نظام در زندان به سر می برند ، آیا خدمت به مردم تبلیغ علیه نظام است؟ آیا همین نظام نبود که نام این 54 نفر را به تمام جهانیان ابلاغ کرد؟ این 54 نفر افرادی بودند که حتی بهایی بودن خودشان را از خانواده هایی که به کودکانشان تعلیم میدادند مخفی نگه داشته بودند زیرا شرط قبول اینگونه خدمات در دیانت بهایی این است که فرد خادم باید با خلوص کامل و بدون هدف و منظور تبلیغی و حتی فارغ از تمایل جلب نظر و همدردی دیگران این خدمات را ارائه کند
ادامه مطلب
نوشته شده توسط گروه ایلیا در 12:3 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه یازدهم بهمن 1386

بررسی تهمتهایی که به جامعه بهایی می زنند

در سالهای اخیر که دیانت بهایی در ایران دستخوش هجوم خشونت بار مقامات جمهوری اسلامی قرار گرفته و بهائیان بی دفاع علاوه بر محروم شدن از همه حقوق اجتماعی در زندانها اسیر و گرفتارند ، دستگاهای تبلیغاتی وبهایی ستیزان برای توجیه اعمال غیر انسانی و غیر اسلامی خود تهمتهای گوناگونی به آنان میزنند: مفسد فی الارض و محارب با خدا ، جاسوس صهیونیسم بین المللی ، اشاعه دهنده فحشاء ،بی وطن و... از جمله نسبتهایی است که به این جامعه داده میشود و ما هر روز شاهد حق کشیهایی که نسبت به بهائیان میشود هستیم.

نکته جالب این است که تا کنون بعد از گذشت این همه سال از شروع این تهمتها مسؤلین و مقامات حتی یک سند یا چیزی که بتواند یکی از این اتهامات را ثابت کند منتشر نکرده اند و خود آنها هم آنقدر این تهمتها را بی پایه و اساس میدانند که حتی با وجود اینکه تمامی سر کاغذها و مهر ها و امضاهای مسئولان بهایی در اختیار آنها بوده حاضر به ساختن سندی که حرفهایشان را ثابت کند نبوده اند آنچنان که نظائرش را در موارد دیگر دیده ایم.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط گروه ایلیا در 2:11 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه نهم بهمن 1386

خاتمیت

متأسفانه هنوز بعد از گذشت سالها از زمانی که کارها و افکارمان محدود به مکان خودمان بود هنوز افرادی در کنار ما در این جامعه  زندگی می کنند که دوست ندارند باور کنند که اوضاع تغییر کرده و سر خود را در دخمه ای تاریک کرده اند تا حتی اگر روح آنها که از روح مقدس الهی سر چشمه گرفته است بخواهد به دنبال حقیقت برود در تاریکی جهل و تعصب آن را به خفقان نادانی بکشانند.

با اینکه بارها هم دوستان بهائی و هم دوستان غیر بهائی که به ارزش والای صداقت و حقیقت پی برده اند در مورد تهمتها و افتراهایی که به ناحق به بهائیت نسبت داده شده و  می شود اظهار نظر کرده و آنها را بی اساس شمرده اند ولی هنوز افرادی که خود در تاریکی هستند و تمام تلاششان را می کنند که با مشتی گل جلوی خورشید را بگیرند تا دیگران را هم به تاریکی بکشانند ، بحثهایی را مطرح می کنند که حتماّ افرادی که دنبال این بحثها هستند تا به حال بسیار به آن بر خورده اند ، بحثی در رابطه با خاتمیت ، من قصد ندارم مثل بقیه افراد شروع کنم و به دنبال دلایلی از قرآن و احادیث اسلامی باشم بلکه می خواهم از جنبه ای که تا کنون کمتر به آن توجه شده دنباله بحث را بگیرم.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط گروه ایلیا در 9:42 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و یکم دی 1386

حضرت عبدالبها و عهد و میثاق حضرت بهاءالله

محور اصلی زندگی ما بهائیان این است که ما عهدی با حضرت بهاءالله بسته ایم. همانطور که می دانید ، همه ادیان دیگر ، بعد از صعود مظهر امر ، پیروانشان هزاران اختلاف نظر با همدیگر پیدا کرده ،باعث تقسیم دیانت به شعب و مذاهب مختلفه می گردیدند. بعضی اوقات علت عدم اتحاد به خاطر میل به رهبری بعضی افراد جاه طلب بود. اما وقتی که بین مؤمنین مخلص درباره معنی کلمات مظهر ظهور اختلاف عقیده به وجود می آمد ف چون به هیچ کس از طرف مظهر ظهور اختیاری برای حل و فصل اختلاف نظرها داده نشده بود ،همین در بروز اختلاف و تفرقه مؤثر بوده است. هر قسم تفسیر و توضیح موجب به وجود آمدن فرقه های مختلف می شود.

حضرت بهاءالله برای حفظ امر خود از تفرقه ، آن را از قوایی بی نظیر بهره مند کردند ،که آن قوه ی عهد و میثاق است. قبل از صعود مبارک ، ایشان به صراحت مرقوم فرمودند که پس از ایشان ، همه بهائیان توجه به حضرت عبدالبها نمایند. حضرت عبدالبها فرزند ارشدشان بودند و به عنوان تنها مبین آیات و مرکز عهد و میثاق الهی منصوب شدند. حضرت عبدالبها که توسط خود حضرت بهاءالله تربیت شدند ، حتی از کودکی به مقام پدر بزرگوارشان پی بردند و شریک رنجهای اَبِ بزرگوار بودند. حضرت عبدالبها گرانبهاترین هدیه به عالم بشری و مَثَل اعلای تعالیم مبارکه اند.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط گروه ایلیا در 1:34 بعد از ظهر |  لینک ثابت  

جمعه بیست و یکم دی 1386

حضرت اعلی(باب)

چند سال قبل از اظهار امر حضرت بهاءالله ، خداوند پیامبری برای بشارت به ظهور ایشان فرستاد. این پیامبر عظیم ملقب به "حضرت باب"بود که به معنای "دروازه"است. آن حضرت در حقیقت دروازه ای بودند برای معرفت خداوند و عصر جدیدی بودند در عالم وجود. ایشان شش سال بدون وقفه به مردم آموختند که ظهور مظهر الهی نزدیک است و راه را برای آمدن او آماده کردند. به مردم گفتند که آنها شاهد عصر جدید خواهند بود و ظهور موعود جمیع اعصار را خواهند دید. از آنان خواستند که قلوب خود را از تعلقات دنیوی طاهر کنند تا بتوانند مظهر ظهور الهی را که ظاهر خواهد شد بشناسند.

هزاران هزار مردم پیام حضرت باب را پزیرفتند و از تعالیم آن حضرت پیروی کردند. لیکن حکومت ایران و علما که بر توده مردم سلطه داشتند بر ضدّ آن حضرت قیام نمودند. پیروان آن حضرت تحت شکنجه و صدمات واقع شدند و تعداد کثیری از آنها شهید شدند. حضرت باب در 31 سالگی به دستور دولت به وسیله فوجی از سربازان در میدان عمومی شهر تبریز آویخته و رگبار آتش بر ایشان گشودند و شهیدشان نمودند.

به خاطر اینکه بدانیم بیانات حضرت باب چقدر مؤثر است ، دو مورد از بیانات آن حضرت را با هم تلاوت میکنیم:

"هل من مفرج غیر الله قل سبحان الله هوالله کل عباد له و کل بامره قا ئمون"

(معنی بیان مبارک به فارسی :آیا گره گشایی و فریاد رسی جز خدا هست؟ بگو هرگز! منزه و مقدس است خدا. اوست پروردگار یکتا. همه بندگان اویند و همه به امر او بر پا ایستاده اند.)

"قل الله یکفی کل شییء و لایکفی عن الله ربک من شییء لا فی السماوات و لا فی الارض و لا ما بینهما انه کان علاماً کافیاً قدیرا"

بیشتر بهائیان مخصوصاً بیان اول را حفظند و گاهی با صدای بلند و گاهی در قلب خود در هنکام سختی ها بارها تلاوت می کنند.

پس از شهادت حضرت باب ، جسد مطهرشان به وسیله پیروانشان از جایی به جایی منتقل شد و همیشه از انظار دشمنان امر مخفی بود تا اینکه بالاخره به کوه کرمل در اراضی مقدسه منتقل شد. مرقد مبارکشان و اماکن مقدسه دیگری در حیفا و عکا وجود دارد. این دو شهر در حال حاضر مرکز روحانی و اداری دیانت بهایی است ، مرکز روحانی چون مقام مقدس حضرت باب و حضرت بهاءالله و اماکن مقدسه دیگر در اینجا واقع شده است و مرکز اداری چون مقرّ عالی ترین هیأت حاکمه بهائی بیت العدل اعظم الهی ، روی کوه کرمل مستقر است.

نوشته شده توسط گروه ایلیا در 1:32 بعد از ظهر |  لینک ثابت  

جمعه بیست و یکم دی 1386

حضرت بهاءالله

حضرت بهاءالله در سال 1817 میلادی ، 1233 هجری قمری در طهران پایتخت ایران متولد شدند. از اوان طفولیت آثار عظمت در آن حضرت ظاهر بود. ایشان در منزل آموزش مختصری دیدند ، اما احتیاج نداشتند که در مدرسه ای وارد شوند زیرا از طرف خداوند دارای علم لدنی بودند. حضرت بهاءالله از خانواده ای اصیل و شریف بودند و در جوانی مشاغل عالیه ای در دربار شاه به حضرتشان پیشنهاد شد ، لیکن نپزیرفتند. ایشان مایل بودند که بیشتر اوقاتشان را صرف کمک به ستمدیدگان ، بیماران و مستمندان نمایند و از حق و عدالت دفاع کنند.

دو جنبه از زندگی حضرت بهاءالله هست که خوب است هر یک را جداگانه ذکر نمائیم. یکی مشقاتی که تحمل کردند و دیگری تأثیر فوق العادهای که بر قلوب و افکار مردم داشتند. این دو جنبه در واقع ویژگی تمام انبیای الهی است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط گروه ایلیا در 1:31 بعد از ظهر |  لینک ثابت  

جمعه بیست و یکم دی 1386

وحدت عالم انسانی

یکیدیگر از تعالیم حضرت بهاءالله که از اهداف دیانت بهایی است ، همان وحدت عالم انسانی می باشد. در تعالیم بهائی به ما گفته شده است که ما میوه های یک درختیم و برگهای یک شاخه. با اینکه ما از نظر جسمانی و احساسی متفاوتیم ، و استعداد و تواناییهای مختلفی داریم ، ولی از یک ریشه به وجود آمده ایم ، همه متعلق به خانواده بشریم.

بشریت را می توان تشبیه به گلستان وسیعی نمود که در آن گلهایی با شکلها ، رنگها و عطرهای مختلف در کنار هم روئیده اند. جذابیت و زیبایی گلستان به تنوع آن است. ما نباید اجازه دهیم که اختلافات(مانند قیافه ظاهری ، خلق و خو ، پیشینه ، آراء و افکارمان)سبب مجادله و کشمکش گردد. باید افراد نوع بشر را گلهای زیبایی ببینیم که درگلستان بشریت روئیده اند و از تعلق به این گلستان مسرور باشیم. با اینکه وحدت نوع بشر حقیقتی غیر قابل انکار است ، ولی مردم آنقدر از این حقیقت دور هستند که وحدت بخشیدنشان کار ساده ای نیست. من و شما و در کل افرادی که تصمیم میگیرند که به جامه بهائی بپیوندند باید برای ایجاد وحدت و حفظ آن تلاش و مشارکت کنند ما همه در این تلاشیم که افکار و اعمالمان را با اعتقاداتمان به وحدت عالم انسانی در یک مسیر سوق دهیم. به ما گفته شده ، زمانی که فکر جنگ در ذهنمان خطور میکند ، باید فوراً آن را به فکر صلح تبدیل کنیم. زمانی که احساس نفرت در قلبمان نقش می بندد ، آن را به احساس عشق تبدیل نماییم. ما باید تا آنجا که می توانیم بر تعصباتمان غلبه کنیم. تعصبات نژاد ، رنگ ، ملیّت ، فرهنگ ، دین و جنس همه جزء بزرگترین موانع در ساختن جهانی بهتر هستند. بسیاری از تعالیم بهائی به ما می آموزد که چگونه راه وحدت پوییم و به دیگران کمک کنیم تا در این رته گام بردارند. عبارت زیبایی از یکی از بیانات حضرت عبدالبها وجود دارد که میفرمایند :"حضرت بهاءالله دایره وحدت را ترسیم فرموده اند و طرحی برای وحدت مردمان و اجتماع ایشان در ظل سراپرده وحدت ارائه نموده اند و این از عنایات الهی است. همه ما باید با جان و دل بکوشیم تا حقیقت وحدت در بین ما جلوه نماید و هرچه بکوشیم ، قوت بیشتری نصیب ما خواهد شد."

نوشته شده توسط گروه ایلیا در 1:29 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و یکم دی 1386

خداوند و رابطه ما با او

دیانت بهائی یک دیانت جهانی است و هدفش اتحاد جمیع نژادها و ملیتها در یک آرمان بین المللی و دیانت واحد میباشد . بهائیان پیروان حضرت بهاءالله هستند ، که به اعتقاد آنها ایشان موعود جمیع اعصار می باشند. همانطور که می دانید ، طبق روایات تقریباً همه ملل به آینده ای وعده داده شده اند که صلح و هماهنگی در روی کره ارض تأسیس گردد و نوع بشر در رفاه زندگی نمایند . ما معتقدیم که ساعت موعود فرا رسیده و حضرت بهاءالله شخصیت عظیمی هستند که تعالیمشان بشریت را قادر بر ساختن عالمی جدید می سازد.

در یکی از آثارشان میفرمایند:

"و اللذی جعله الدریاق الاعظم و السبب الاتم لصحته هو اتحاد من علی الارض علی امر واحد و شریعه هذا واحده لایمکن ابداالا بطبیب حاذق کامل مؤید لعمری هذا الحق و ما بعده الا الضلال المبین"


ادامه مطلب
نوشته شده توسط گروه ایلیا در 1:25 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه نوزدهم دی 1386

معرفی اجمالی دیانت بهائی

    عقیده دیانت بهایی درباره ی خداوند : بهاییان مانند ادیان گذشته خداوند یگانه را می پرستند.محبتی که بهاییان به خداوند دارند ناشی از ترس و غضب و خشم نیست بلکه ناشی از عشق واقعی به ذات لایزال الهی است.

 

عقیده دیانت بهایی درباره ی ادیان گذشته : بهاییان به تمامی پیامران الهی اعتقاد دارند و انان را بر حق می دانند و عقیده دارند که حقیقت ادیان الهی یکی است زیرا جمیع از جانب خداوند یگانه برای تربیت نوع بشر ظهور کرده اند، پیامبران بزرگترین مربیان نوع بشر هستند.

 

از جمله مظاهر مقدسه ی الهیه حضرت اعلی ارواحنا لمظلومیة الفدا هستند. نام مبارکشان "سید علی محمد" معروف وملقب به حضرت باب و نقطه اولی می باشند. در شب اول محرم سال 1235 هجری قمری مطابق با 20 اکتبر 1819 میلادی در شهر شیراز متولد و درعنفوان جوانی در شب پنجم جمادی الاولی سال 1260هجری قمری مطابق با 23 می 1844 میلادی در شیراز در حضور جناب     ملا حسین بشرویه ای اظهارامر و بیان بعثت خود را فرمودند در مدتی قلیل 18 نفر از نفوس زکیه موفق به ایمان و ملقب به "حروف حی "گشتند.                                                                                                                   

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط گروه ایلیا در 10:5 بعد از ظهر |  لینک ثابت  

سه شنبه هجدهم دی 1386

رفتار علما با مظاهر ظهور

 یک نکته مشترک در تمام ادیان مقدسه الهیه موجود است ان است که هر وقت پیغمبر جدیدی ظهورفرمود علمای ادیان قبل از مهمترین مخالفین او و پیروانش بودند و در راه اذیت و آزار و حتی قتل و نهب او از هیچ ظلمی فروگذار نکردند اینک چند نکته در این مورد:

اول آنکه: دیانت و خلوص نیت و پاکی طینت موهبتی است الهی و با علوم ظاهری و اکتسابی چندان ارتباطی ندارد بدین معنی که نباید چنین تصور کرد که هر که علمش بیشتر در نزد خدا عزیزتر است.

دوم آنکه:در موقع تحقیق در امر جدید به اقوال و نوشته های علماء قبل مخصوصاً اگر بوی عناد و بغض از آن استشمام شود نباید توجه کرد بلکه باید با دل پاک و قلب طاهر مطالب را استماع و مطالعه و درباره صحت و سقم آن شخصاً قضاوت نمود.

سوم آنکه: مخالفت علماء سابق با مظاهر ظهورلاحق مبتنی بر تبعیت از خواهشهای نفسانی و میل به ابقاء مقام و منزلت جسمانی آنها است و بدیهی است که از محراب و منبر و جاه و مقام و دست بوسی و سروری دست کشیدن و به زندگی معمولی قناعت کردن و حتی گرفتاری و زجر و محنت و سرزنش و تحقیر را محض طرفداری از حق و حقیقت تحمل کردن مستلزم گذشت و فداکاری فوق العاده است که در انسانهای معمولی نمیتوان یافت ذیلاً برای صحت این مدعا به چند نمونه تاریخی اشاره میکنیم:

1.در دیانت حضرت موسی: میدانیم که اشرف اسباط یهود سبط لاوی است که از سلاله هارون بوده و کهانت موروثی خاندان این سبط است معهاذا انبیاء مقدسه ایکه در ظل شریعت حضرت موسی(ع) ظاهر شده و آن شریعت مقدسه را ترویج فرمودند و تعداد آنها 48 نفر و به اصطلاح مح بنیون میباشند نه فقط از خانواده کهنه بلکه از بنی لاوی هم نبودند و از بین طبقه توده عامه مبعوث شدند و مورد مخالفت و اذیت و آزار کهنه نیز واقع گشته اند.یک نظر اجمالی به شرح زندگی هر کدام از این انبیاء معظم مانند حضرت اشعیا و حضرت دانیال و حضرت ارمیا و غیره این موضوع را روشن میکند حتی در مورد حضرت ارمیا حکم قتل او را هم صادر کردند چنانچه در کتاب ارمیا باب 26 آیه 8 میفرماید:" و چون ارمیا از گفتن هر آنچه خداوند او را مأمور فرموده بود که به تمامی قوم بگوید فارغ شد کاهنان و انبیاء و تمامی قوم او را گرفته گفتند البته خواهی مرد .... پس کاهنان,انبیاء و روساء تمامی قوم را خطاب کرده گفتند این شخص مستوجب قتل است."

و همچنین در باب 2 از کتاب ارمیا آیه 8 میفرماید:"کاهنان نگفتند یهود کجاست و خوانندگان تورات مرا نشناختند."

که این خود میرساند که خدا شناسی و وصول به حق و حقیقت ارتباطی به اصل و نسب ظاهری و علم و دانش اکتسابی ندارد.

2.در دیانت حضرت عیسی(ع) نیز مسئله شهادت آن حضرت به فتوای فریسیان زمان خود بهترین شاهد است آن حضرت در انجیل متی باب 23 آیه 27 میفرمایند:"وای بر شما ای کاتبان و فریسیان ریاکار که در ملکو ت اسمان را به روی مردم می بندید زیرا خود داخل آن نمیشوید و داخل شوندگان را از دخول مانع میشوید." حاکم وقت (قیافا) و بزرگترین کاهن آن,محل (حنا) دونفری حکم بر شهادت حضرت عیسی(ع) دادند . حضرت مسیح(ع) حتی پیشگویی پیشوایان ناصلح را در دیانت مقدس خویش نیز فرموده است چنانچه در نامه پطرس باب 2 آیه 1 – 3 میفرماید:"و پیغمبران کاذب نیز در قوم بودند چنانچه در میان شما معلمان کاذب نیز خواهند بود که بدعتهای مهلک را در خفا داخل خواهند نمود .... و از راه طمع با فسانهای فریبنده شما را مایه نفع خود خواهند پنداشت."

 

3. در دیانت مقدس اسلام نیز ملاحظه میکنیم که از همان ابتدای دعوت و رسالت،علما و بزرگان عرب بر علیه آن حضرت و اصحابش قد برافراشتند چنانچه نزدیکترین کس آن حضرت یعنی عموی پیغمبر اهانت و با دو دست خود بر مغز پیغمبر اکرم کوبید و بر اثر این عمل ملقب به ابولهب شده و سوره مبارکه"تبت یدی الی لهب و تب"درباره او نازل شد وهمچنین عمر بن هشام که یکی از فضلا و دانشمندان عرب بوده و لقب ابوالحکم داشت در نتیجه مخالفت با پیغمبر واصرار وسماجت در مخالفت به ابوجهل ملقب شد.این گروه همه ازپیشوایان و زعماء و روساء و حتی از وابستگان و صحابه و یاران پیغمبر بودند حدیث مشهور منتسب به پیغمبر اکرم را که فرموده العلم حجاب الاکبر همه میدانیم که حدیث دیگران است از حضرت امیرالمومنین علی (ع) که درکتاب اربعین شیخ بهاء الدین عاملی به روایت از کمیل ابن زیاد       می فرماید که مزمون و خلاصه اش به فارسی این است که نفوس بر سه طبقه اند یکی آنهایی که دارای علم لدنی و فطرت الهی هستند که انبیا ء و اوصیاء  میباشند  دوم آنهایی که برای سعادت اخروی و رستگاری جویای علم هستند سوم کسانی که آنها را در حدیث به خر مگس تشبیه فرموده اند و می فرمایند که این گروه به هر بادس تغییر جهت داده و پیرو لذات و هدفهای پست می باشد و پس از بیان مزایای علم و علما اظهار تأسف می فرمایند از علمایی که دین را وسیله معاش قرار داده اند(یستعمل دین الله فی الدنیا).

علم فی المثل ماند چراغی است که میتوان همه نوع استفاده از آن نمود در بین مردم عادی هم بعضی ها هستند که زحمت تحصیل و کسب علم را فقط به منظور احراز ریاست و مقام اجتماعی و پول و ثروت تحمل میکنند. حال اگر مثلاً این گونه اشخاص که یک عمر زحمت کشیده و فکر ریاست را در مغز خود پرورانده اند در بین بنی اسرائیل و از خانواده کهنه باشند بدیهی است که برایشان تسلیم شدن در مقابل ارمیا و دانیال و یا زکریا که به ظاهر از اشخاص عادی هستند بسیار مشکل بلکه غیر ممکن است . همچنین برای شخصی مانند ابولحکم که مورد تجلیل بزرگان قوم و ادبا و دانشمندان عصر خود بوده تسلیم شدن در مقابل یک عرب امی بسیار مشکل است.

بر همین پایه نیز شخصی مانند نظام العلماء که مورد احترام و تجلیل همه مردم بوده و مقام معلمی ولیعهد ناصرالدین میرزا را داشته و در مجالس و محافل بالای دست او مینشسته امکان خضوع و خشوع و تسلیم او در مقابل سید تاجر جوان مسجونی تقریباً محال و مستلزم حالت ایمانی و انقلاب روحی خاص است که معمولاً غیر ممکن میباشد.

خلاسه و نتیجه این است که هر هنگام که مظهر ظهور جدیدی اظهار امر فرمود اولین و بزرگترین مخالفین او علمای زمان بوده اند و انسان محقق بایستی بدون توجه به تلقینات و مخالفتهای آنان شخصاً با قلب سلیم و خلوص نیت تحقیق و در مورد صحت و سقم دیانت جدید قضاوت نماید.

 

نوشته شده توسط گروه ایلیا در 11:50 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه هجدهم دی 1386

هوالله

     خدایا تاریکی نزاع و جدال و قتال بین ادیان و شعوب و اقوام افق حقیقت را پوشیده و پنهان نموده جهان محتاج نور هدایت است پس ای پروردگار عنایتی فرما که شمس حقیقت جهان را کران به کران روشن نماید.

ع ع

نوشته شده توسط گروه ایلیا در 11:45 قبل از ظهر |  لینک ثابت  

دوشنبه دهم دی 1386

حضرت عبدالبها میفرمایند:

ای یاران به دل و جان خیر خواه جمیع طوائف و ملل باشید و صادق و خادم به دولت و ملت از نفسی مکدّر نگردید وَلو جفا نماید و از شخصی محزون نشوید وَلو ظلم و تعدّی آ غاز کند خیر خواه کل باشید چه دوست و چه دشمن به خدمت و وفا به کل پردازید چه بیگانه و چه آشنا یعنی عدو لَدود را مُحِب وَدود شمارید و خَصم خَصیم را یار و نَدیم دانید تا به کمال خوشی،روح و ریحان با آنان محبت و مهربانی نمائید.   

نوشته شده توسط گروه ایلیا در 11:17 قبل از ظهر |  لینک ثابت  

جمعه هفتم دی 1386

دلایلی برای اثبات نیاز انسان به مربی در هر دوره زمانی

 ازروزی که خداوند خلقت انسان که اشرف مخلوقاتش بود را به اتمام رساند در هر زمان کلام خود را برای هدایت و راهنمائیش به قلب وروح یکی از بندگان برگزیده اش نازل فرمود تا او را در همه زمانها تربیت روحانی و  انسانی  نماید تا شان و مقام بلندش از ا نسانیت به دونی و پستی نگراید.چون می دانست که آفریده اش همواره در زیانکاری و خسران است و نیازمند هدایت و تربیت .

 

"والعصر ان الانسان لفی خسر .الا الذین آمنو و عملوالصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر"قسم به عصر (زمان) بدرستیکه انسان همواره در زیانکاری و خسران است .مگر کسانی که ایمان می اورند و عمل صالح انجام می دهند واز صابرین هستند.(سوره عصر آیات 2-3 )

 

و چون انسان در هر زمان و عصری از پیشرفت و تعالی باز نماند خداوند او را بر حسب نیازها و مقتضیات آن عصر با کلام الهی خود تربیت نمود تا از مقام بلند و والای انسانیش به پستی و دونی تنزل نکند وهمواره در ترقی و تعالی باشد . والا از رحمت الهی به دور است که مخلوق  صاحب اراده اش را بیافریند و تربیت نکند و آنوقت او را به خاطر اعمال ناپسندش مجازات نماید. و برای تربیت او هر هزار سال ارسال مربی الهی را مقرر فرمود.

 

"یدبر الامر من السما الی الارض ثم یعرج الیه فی یوم کان مقداره الف سنه مما تعدون"خداوند امرش را از آسمان به زمین تدبیر می کند و سپس امر به سوی او برمیگردد در زمانی که مدت آن 1000 سال است از آنچه شما می شمارید.(سوره سجده آیه 4)

 

چون ذات الهی را آغاز و پایانی نیست کلام او را نیز اتمانی نبوده و نخواهد بود. و چون تنها واسطه الهام الهی و نزول وحی برگزیدگان حق هستند یعنی انبیا و رسولان لذا در هر زمان و عصری  باید منتظر ظهور این مربیان الهی بر روی زمین بود.

 

"ولو ان ما فی الارض من شجره اقلام و البحر یمده من بعده سبعه ابحر ما نفدت کلمات الله ان الله عزیز حکیم"واگر هر آنچه درخت بر روی زمین است قلم شود و دریا مرکب و از بعد از آن هفت دریای دیگر هم به آن کمک کند کلمات خداوند تمام نمی شود بدرستیکه خدا عزیز و حکیم است.(سوره لقمان آیه 26)

 

"قل لو کان البحر مداد کلمات ربی لنفد قبل ان تنفد کلمات ربی ولو جئنا بمثله مدد"بگو بدرستیکه اگر دریا مرکب بشود برای نوشتن کلمات خدا به انتها می رسد قبل از انکه کلمات خدا تمام شود و حتی اگر به مثل آن به آن مدد رساند.(سوره کهف آیه 109)

 

وسنت خداوند برای ارسال رسل و تربیت بندگانش درهر عصر و زمان تغییر نمی کند چنانچه برای هر زمانی و هر امتی  از جانب او وقتی  بود برای نزول وحی و تربیت بندگان و وقتی  برای اتمام و وقتی و زمانی  برای تجدید نزول وحی در مربی الهی دیگری .و در اراده الهی تاخیری نیست .هرزمان که اراده فرمود وقت و زمان امتی را به ظهور و بروز رسولی دیگر خاتمه داد .تا هدف از خلقت انسان که همانا تکامل و ترقی روحانی و ارتقا به سوی مقام انسانیت است مصون از تدنی و پستی گردد.

 

"ولکل امه اجل فاذا جا اجلهم لا یستاخرون ساعه و لا یستقدمون"وبرای هر امتی وقت پایان آمدنی است و هنگامی که وقت آن رسید نه یک ساعت عقب می افتد و نه یک ساعت جلو می افتد.(سوره اعرافآیه 32)

 

"یا بنی آدم اما یاتیکم رسل منکم یقصون علیکم ایاتی فمن اتقی و اصلح فلا خوف علیهم و لا هم یحزنون"ای پسران آدم برای شما رسولانی از میان شما می آید که آیات مرا برایتان می خواند و کسانی که می پذیرند ترسی و حزنی برایشان نیست.(سوره اعراف آیه 33)

 

"سنه من قد ارسلنا قبلک من رسلنا و لا تجد لسنتنا تحویلا"این سنت رسولانی است که قبل از تو آنها را فرستادیم و سنت ما را تغییر و تحولی نیست.(سوره اسراآیه 79)

 

با این اشارات واضح و روشن می توان دریافت که حقیقت ارسال رسل و انبیای الهی چیزی جز تعالی و تکامل انسان نبوده و نیست .اما چرا در هر زمان که رسولی از جانب خداوند برای تربیت بندگان آمد مورد تمسخر و اذیت و آزار قرار گرفت و از همه بیشتر کسانی که اهل دین و کتاب بودند با او مخالفت کردند خود نکته قابل توجه و مهمی است که برای هر فرد منصف مطلعی قابل بررسی و امعان نظر است.

اینکه درهر زمان و عصری بعد از وفات رسول یا نبی  درک آیات الهی برای مومنین آن زمان مشکل بوده و برای درست فهمیدن آن و اجرای اوامر الهی به جانشین وبعد به علمای آن زمان رو می آورده اند امری بدیهی و لازم است .اما در زمان و مدت معلوم و مقرر .یعنی تا زمانی که نبی یا رسول دیگر ی از جانب خدا برای هدایت بشر به مقتضای آن زمان و عصر نیامده باشد.(همان طور که در تاریخ شواهد آن موجود است.)

و علمای هر زمان و عصری  چون سایرانسانها دچار خسران و زیانکاری می شوند (چون نه رسول هستند که دارای عصمت کبری  باشند و نه جانشین رسول که  دارای عصمت موهوبی)و درک آنها برای فهم و تشخیص حقانیت رسولان و انبیا دچار خطا می شود و چون مومنین هر عصر و زمانی میزان درک و فهم خود را علما (انسان دیگری همچون خود قرار می دهند)این بدیهی خواهد بود که با انبیا و رسولان  در هر زمان مخالفت شد. اگردرک علما برای تشخیص حقانیت مربیان الهی درست و کافی بود پس چرا هنوز امت مسیح منتظر ظهور حضرت مسیح  سوار بر ابر هستند تا چنان صلح و عدالتی را ایجاد نماید که گرگ و میش بر سر یک چشمه آب نوشند!

درحالیکه حضرت رسول اکرم  آمدند و تربیت نمودند و آنها هنوز منتظر ند تا موعودشان سوار بر ابر از آسمان به زمین بیاید.

در قرآن و احادیث نبوی نیز آیات و نشانه های بسیاری برای قیامت و روز موعود که حضرت بقیه الله (ع) خواهد آمد تا زمین را پر از عدل و داد نماید آمده است .چنانچه آسمان و زمین در آن روز بهم نزدیک خواهد شد .ستارگان بر زمین خواهند ریخت و کوه ها شکافته خواهد شد .شمس و قمر تاریک می شوند و مردگان زنده می شوند تا کسی آید که :

 

"هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمات الی النور و کان بالمومنین رحیما."او کسی است که صلوات می فرستد (هدایت) بر شما و فرشتگانش تا خارج کند شما را از ظلمات به سوی نور و به مومنین رحیم است.(سوره احزاب ایه 46)

 

"تحیتهم یوم یلقونه سلام و اعدلهم اجر کریما .یا ایها النبی انا ارسلناک شاهدا و مبشرا و نذیرا"مومنین روزی که او را ببینند به او سلام می کنند (تسلیم )و اجر زیادی بر ایشان است .ای نبی (حضرت محمد) ما تورا فرستادیم تا شاهد و مبشر و آگاه کننده باشی.(سوره احزاب آیه 47)

 

آیا ما نیز همچون امت مسیح منتظریم تا آن طور که در این کلمات الهی آمده است به ظاهر اتفاق افتد ؟

 یا به دنبال حقیقت کلمات الهی هستیم ؟

مبادا تا زنده ایم و فرصت داریم و زمان هست نخواهیم که به دنبال حقیقت بگردیم.حقیقتی که حضرت مسیح به خاطرش به صلیب کشیده شد .و حضرت محمد تمام ایام حیات میارکش را با رنج و سختی طی نمود تا آن را به عالمیان بشناساند .

 

همانطور که آیات مبارکه قران کریم معلوم می دارد ظهوربعد از رسول اکرم ظهوری است بس عظیم که مومنین آن را درک می کنند و تسلیم آن می شوند .حقیقتا شناخت ظهورات جدید در هر زمانی امتحان بزرگی برای مومنین بوده و هست .و از آنجائی که خداوند تائید خود را به کسانی که به دنبال حقیقت می گردند می رساند باید مطمئن بود که اگر برای یافتن حقیقت تلاش کنیم حتما موفق می شویم.

با تشکر از جمعی از دوستان

نوشته شده توسط گروه ایلیا در 1:54 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه سی ام آذر 1386

حضرت عبدالبها می فرمایند:

دین یکی است زیرا ادیان الهی حقیقت است حضرت ابراهیم ندا به حقیقت کرد حضرت موسی اعلان حقیقت نمود حضرت مسیح تاسیس حقیقت فرمود حضرت رسول ترویج حقیقت نمود، جمیع انبیاء خادم حقیقت بودند جمیع مؤسس حقیقت بودند جمیع مروج حقیقت بودند پس تعصب باطل است زیرا این تعصبات مخالف حقیقت است.

نوشته شده توسط گروه ایلیا در 1:38 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه سی ام آذر 1386

ای بنده من، تو اراده ای داری و من اراده ای ، عالم آنچه واقع میشود تنها اراده من است نه اراده تو پس اگر خودت را آماده پذیرش اراده و مشیت من کنی خواسته های تو را به تو عطا خواهم کرد و الاتو در خواسته ات به عذاب خواهی افتاد.عاقبت هم همان خواهد شد که من اراده نموده ام.

نوشته شده توسط گروه ایلیا در 1:3 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه نهم آذر 1386

در عالم وجود چون نظر کنیم امری اعظم از محبت نیست محبت سبب حیاط است محبت سبب نجات است محبت سبب ارتباط قلوب انسان است محبت سبب عزت و ترقی بشر است محبت سبب دخول در ملکوت الله است محبت سبب حیات ابدیه است.در دنیا مجامع بسیار است لکن هر مجمعی را مقصدی و هر محفلی را امری سزاوار آنچه سزاوار مجامع دینی است محبت است مجامع دینی باید سبب محبت بین بشر شود استثنائی ندارد.

نوشته شده توسط گروه ایلیا در 12:53 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه سی ام آبان 1386

از جمیع شما می خواهم افکار و قلوب خود را حصر در محبت و اتحاد

نمائید.وقتی که فکر جنگ خطور نماید با فکر قوی تر درباره صلح آن

را زائل سازید. فکر نفرت باید با فکری قوی تر درباره محبت معدوم

شود.تفکرات مربوط به جنگ موجب زوال اتفاق،رفاه و آسایش و

رضایت گردد.افکار مربوط به محبت،مورث اخوت،صلح،شفقت و

سعادت گردد.

نوشته شده توسط گروه ایلیا در 10:49 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه دهم آبان 1386

پاسخ به ویژه نامه جام جم مقاله در رد بهائیت

اقدامات گذشته شما گواه آنست که به دنبال آشکار شدن حق و حقیقت نمی باشید . اگر غیر از این می بود حداقل اجازه پاسخ گویی و دفاع نسبت به اکاذیب و تهمتهای وارده را به پیروان این دیانت میدادید .یا سخنان آنان را در روزنامه خود چاپ میکردید .

الغرض، در صفحه 60 این ویژه نامه مطلبی با عنوان " مظلوم نمایی به قیمت دروغپردازی " نظرم را جلب نمود، در آنجا اشاره به مطالبی تاریخی در مورد شکنجه ها و اذیت و آزارهایی که به پیروان این دیانت وارد گشته اشاره کرده اید و آن را دروغی محض شمرده و به عنوان اهرمی که این دیانت جهت مظلوم نمایی و حفظ و صیانت خود و جلب حمایت عمومی، استفاده نموده است ، قلمداد کرده اید . هرچند بهائیانی که تحت شدیدترین شکنجه ها از بین رفتند کم نیستند ولی متاسفانه بسیاری از آنان اکنون در قید حیات نمی باشند تا از حق خود و بلایا و مظالمی که بر ایشان و خانواده و فرزندانشان وارد گشته سخن بگویند و دفاع کنند و آثار شکنجه را به شما نشان دهند .

بهتر است قدری به عقب یعنی اوائل انقلاب نظر کنید در آن سالها تعداد بهائیانی که زیر شکنجه به قتل رسیدند کم نبودند ، آیا این حوادث و وقایع را نیز دروغ می انگارید ؟بسیارند افرادی که این صحنه ها را به خاطر دارند و دیده اند ، جواب آنها را چه می گویید آیا میخواهید مدعی شوید که آنان نیز دروغ می گویند ؟

من خود یکی از افرادی هستم که جسد شکنجه شده پدر و سایر اقوام خود را که به دستور حاکم شرع اسلامی به قتل رسیدند ، دیدم. هنوز کمر سوخته شده پدرم و بند بند انگشتان شکسته شده و بازو و آرنج شکسته شده عمویم ، انگشتان بریده شده و شکم پاره شده ایی که احشاء آن را خالی نموده بودند و ..... بعد از 26 سال از نظرم محو نمی شود . به نظر شما آیا این اتفاقات دروغ بافی بیش نیست ؟ عده کثیری از اهالی شهر همدان شاهد این اجساد مثله شده بودند و تصاویر و فیلمهای آن نیز موجود است .

در مورد پیر مرد وپیرزنی که در روستای " نوک " زندگی می کردند و چندین بار به خاطر بهایی بودن تهدید به مرگ شدند تا آنکه در تاریخ 22 نوامبر 1980 هردو آنان زنده زنده سوزانده شدند ، چه جوابی دارید ؟ آیا این را هم به حساب " مظلوم نمایی و کسب حمایت عمومی" می گذارید یا به قول خودتان بحساب " دست کم گرفتن شعور و عقلانیت مخاطبان " قلمداد می کنید .هر چند قاتلین این پیر مرد و پیر زن آزاد شدند ولی پرونده آنان و اعترافاتشان که با افتخار بیان نموده بودند موجود است.

این وقایع در یک کشور اسلامی رخ داده، چگونه می خواهید این حوادث را تحریف و تکذیب نمایید .؟ بهائیان مدارک و شواهد بسیاری از این نوع را در دست دارند و اصرار و ابرام شما در تحریف تاریخ تنها ثابت میکند که جنایات بی شرمانه ای که در ابتدای پیدایش دیانت بهائی توسط دشمنان آن بوقوع پیوسته ، هرچند مدارک بسیاری از آنان در اثر مرور زمان از بین رفته ، ولی حقیقت دارد. مظلومین همان مظلومین و متعدیان جسور و بی انصاف همان مدعیان سابقند. اگر هنوز بقایائی از عدالت و شجاعت و انصاف در شما باشد ، این مطالب را نیز جهت قضاوت صحیح خوانندگان خود منتشر می نمایید


اقتباس از سایت: www.newnegah.org
نوشته شده توسط گروه ایلیا در 11:40 قبل از ظهر |  لینک ثابت   •